آهنگ هندی..داغ..برگردان دری..ملالی شبنم..میلاد شریف.


وقتیکه انسان بخواهد کسی را و یا چیزی را همیشه در دل خود نگهدارند و بعد فراموش کردن آن چیز

خیلی دشوار است اما بالای چهره ها نمیتوان باور کرد چون در عقب یک چهره چهره دیگر پنهان است.

میدانی؟

انسان ها چهره های مختلف د ارند بعضی از این آدمها دو رو و دو رنگ هستند و چهره های اصلی شان ر

ا در عقب این چهره های دروغین پنهان نموده اند.

و حتی بعضی از این آدم ها آنقدر دو رو و دو رنگ هستند که حتی نمیتوان باور کرد . آن زمان ها گذشت و

محبت ها به سردی گرایید.و همه تلاش ها ناکام شد.

من نا د ان بودم که به حرف هایش اعتماد نمودم و د ل خود را با تمام پاکی و مصومیت اش به او سپردم

نمید انستم که او اینگونه با د ل بیچاره من بازی می نماید

و آگاه نبودم گه این محبت جز تجارت چیزی دیگری نیست و بس.

و من بسیار نادان بودم که همه زنده گیم را به خاطر محبت قربان نمودم. و نفهمیده بودم که مردم به خاطر

زنده بودن و زنده ماندن شان حاضر به انجام هر کار هستند و همه چیز ها را فراموش می نمایند حتی

عشق و محبت واقعی شان را و متاسفانه در یک چهره نقاب دیگر دارند.

نمیدانم که آن کسانیکه قدر وفا را میدانستد کجا شدند؟

کجا رفتند آن مردمان که قدر وفا و محبت را می فهمیدند چه شدند؟

حالا احساس در انسان ها مرده است وعاشق شدن فقط یک گناه و ننگ است و بس.

چرا این عاشقان بیرحم و سنگ دل استند که نه احساس دارند و نه مروت و نه قدر شناس اند و نه وفادار.

از رنج و بد بختی دیگران لذت میبرند و احساس غم دیگران را ندارند

آن زمانه ها کجاست؟ و آن اشخاص که اهل دل بودند و قدر عاشقان پاک را میدانستند کجا شندند؟ و کجا

رفتند؟

و حالا این عاشقان فریبکار و دروغگو که به خاطر مطلب خود نام عشق ووفا را بدنام ساختند.

آری این مردم هر وقت که دل شان بخواهند برای خود شان دنیای نو ایجاد می نمایند و بالای یک چهره

چهره دیگر را می گذارند.

دنیا تمام گشتم و دلبر نیافتم

هر کس برای مطلب خود دلبری کند
...................

بر گردان از شبنم

نوامبر 2010