لحظه ها
دوستان صاحب دل و مشتاقان شعر و ادب!
امید وارم لحظات شما مملو ازخوشی و سرورباشد و نیزاز گزند
روزگار در امان باشید من جهت اینکه سفری در پیش دارم مدتی
نا گزیر هستم از حضور شما مرخص گردیده تا دیدار بعدی برای
شما زندگی خوش و توام با موفقیت آرزو می نمایم .
لحظه ها
رفته ، رفته در دلم عشقت دو چنـدان مــیشود
لحظه ، لحظه ایــن تنم از درد درمـان
میشـود
بـا تـــو ، بـاتـو میشود دنیــا همـه در کـام مـن
بیتـو ، بیتـو آرزویــم جـــــملـه
ویــران میشـود
ذره ، ذره از وفـایــش خـانــه ء تـــاریـک دل
دیـده ، دیـده پـــر فروغ و پـرتو
افشان مـیشود
بـی گل رویش جهان یـکسرشده زندان غم
است
بـا می عشقش خـزان همـچون بـهاران میـشود
انـدک ، انـدک هجر یـارم خون نمایـد
قلب مـن
تیره وتاراز فـراق اش این دو چشمان
مـیشود
قـطره ، قـطره میچکد اشـکی ز چشـمان
تــرم
آخـر ، آخـر دیـده ء مـن زار و گــریـان
میشود
بــــا نگاهــــش خــــانهء ویران و
مـاتم زای دل
ایـــن زمــــان آباد و خرم چون
گلستان مـیشود
هـردم ،هـردم یـاد او درصفحه ء ذهـن
و روان
هـثبت ، ثبت دفتـر هــر شـعر وعنـوان میــشــود
سیـل ،سیـل اشک (شبنم) همچومـرواریـد بـحر
زار، زار ازبیـم گـردون همچو طوفـان میشـود
(شبنم )
دنمارک اگست سال
2008

تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز