التماس
التماس
بـه درگاه ءعشقت گدایـم الهـیز دلـدار و دلبـــر جــدایـم الهـی
بـه آستـان کویت گذارم سرم را
ببخشا! تـو جـرم گنایم الهی
ز راه مـــروت بـمان در کنـــارم
شکستـه دل و بی پنایم الهی
بـه دیـدار رویش دلـم بیقراراست
به هرسودوان است نگایم الهی
تــویی تــکیه گاه ء دل نــا امیـدم
تــو لطفی بفرمــا ! بـرایــم الهــی
دلم گشتــه پـر خون ز جور زمانه
بکن از غم و درد رهــایــم الهـی
بـه وصل نــگارم دلم شاد گــردان
تـو بشنـو ز اخلاص صدایـم الهی
بیـا تـو بـه پاس دل (شبنم ) خود
کـه بـی یـار و بـی آشنایـم الهی
شاعر ( شبنم )
دنمارک اگست 2008
+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 15:49 توسط ملالی شبنم
|
تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز