بر گردان آهنگ هندی از فلم پاکیزه
چلیتی چلیتی..پاکیزه..برگردان..ملالی شبنم..میلاد شریف
بر گردان آهنگ هندی از فلم پاکیزه
رفته رفته کسی وارد زندگی من شد و آهسته آهسته این دل با تمام قدرت اش
دیوانه وار عاشق شد. نمیدانم که این عشق آسمانی از کجا آمد و چگونه پدیدار
گشت و من سر راه منتظر ماندم . رفته رفته شب سحر شد و روشنایی صبح از
عقب برگها تا بید ولی من همانا منتظ در ر اه ایستاد ه هستم. و راه او را بیصبرانه
مینگرم آه که این ر اه چقدر طولانی شد و انتظار چقدر دشواراست رفته رفته راه
او را مینگرم مگر عشق من تا حال نیامد و انتظار من پایان نیافت
و من همانگونه سر ر اه منتظر مانده و مقدم دلبر را تماشا می نمایم
لحظه ها می گذرد و با این انتظار شب هم سحر شد ولی او معلوم نشد.
آخدایا!
این شب در از انتظار مارا کوتاه کن چون لحظات انتظار زیاد طولانی شد و د ل
من از بابت آن افسر ده و بیمار گرد ید.
خدایا!
چرا انتظار اینقدر تلخ و دشوار است و این چر اغ هم میسوزد همراه من و
خاموش میگردد.آه که خاموشی چقدر مشکل است.
میدانی!
وقتی به شعله های نیم جان شمع نگاه می کنم آتش محبت تو بیادم می آید و
سراپای وجودم را میسوزاند و از شعله هایش تن سوزان من سوزان تر میشود که
این سوختن ر ا فقط پروانه میداند و بس
و حالا این قصه نا تمام ماند و چشمان منتظر من خسته شد ولی من همینگونه
منتظر هستم و خواهم بود
رفته رفته کسی وارد زنده گی من شد و رفته رفته این دل با تمام قدرتش عاشق
شد و سر راه منتظر ماند ولی افسوس که انتظار به پایان نرسید
و رفته رفته این دل بیقر ار شد و این قصه نا تمام ماند
گویند که مرگ سخت بود راست گفته اند
سخت است ولی سخت تر از انتظار نیست
بر گرد ان شبنم
دنمار ک
اکتوبر سال
2010

تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز