فریاد
Malalai Shabnam...Faryad...Deklema...MilaD Sharif.
فریاد
فریاد و فغان د ارم در عشق تو جانانه
صد پاره دلمگشته در گوشه ی ویرانه
آواز نوای من بشنید همه عالم
بیهوده شدم زاهد بی ساغر و پیمانه
سخت است مرا بودن بی عشق تو ای دلبر
بر یاد دو چشم تو شوریذه و دیوانه
صد لاف وفا گفتی از زندگی شرین
افسوس تظاهر بود نه حرف شریفانه
آلوده مکن قلبم با حرف دروغینت
باری تو بکن الطاف ای همدم مستانه
بر هستی دورانت هرگز نشوی مغرور
کین بود و نبود تو روزی رود از لانه
زنجیر عشق شبنم هردم فتتد بپایت
بنشین دمی خدا را !مگذر ز آشیانه
شاعر شبنم
فاکولته ادبیات
سال1365
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 3:12 توسط ملالی شبنم
|

تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز