امشب
برای شنیدن دکلمه بالای تصویر کلیک فرمائید
امشب
در قلب پریشانم شوری دگر است امشب
از آتش جان و تن عالم خبر است امشب
جانا ز پی عشقت فریاد زدم چون نی
کز گرمی آوایم بر پاه شرر است امشب
درحسرت و حرمانت جانم برسید بر لب
حالم ز شب پارین هردم بد تر است امشب
در سایه رنج و درد آزرده ز جانم من
چون با تو رقیب پنهان اندر نظر است امشب
افسرده شدم ای جان در تاب و تب عشقت
دل از پی دیدار ات زیر و زبر است امشب
هر چند که با دشنام آزرده بکرد قلبم
اما همه گفتار اش همچون شکر است امشب
پروانه ی پندارم من عاشق دیدارم
یعنی ز پی درمان ما را بصر است امشب
شبنم چه توان داری با این همه درد و غم
چون در صف پایمردی جان در خطر است امشب
شاعر شبنم
دانشکده ادبیات
سال1366

تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز