سرود آزادی
ما دختران چشمه ی خورشید خاوریم
نیروی عشق و الفت و ایمان و باوریم
با قلب داغدیده چه آرام و با شکیب
در موج موج مهر و صداقت شناوریم
******************
از کودکی به زهر بیالود کام ما
پیوسته بوده باده حسرت به جام ما
داغ حصار و زخم کمند و سکوت تلخ
جز این نبوده قصه هر صبح و شام ما
********************
دنیا اگرچه آیینه ی درد و داغ ماست
شمح خرد به ظلمت توفان چراغ ماست
تابنده از لطافت و آیین دوستی
آگنده از بهار فروزنده باغ ماست
*******************
دیگر به بند شب نتوان بست پای مان
قفل سکوت زد به طنین صدای مان
دوشیزه گان گلشن آزاد میهنیم
تا زهر ه پر کشیده هوای همای ما
********************
راحله یار
تپیدن و نرسیدن چه عالمی دارد خوش ! آن کسیکه به دنبال محمل است هنوز